مؤلف مجهول
30
شرح قصيده برده ( فارسي )
و درست كرد عشق دو خط از سرخى اشك و زردى چهره همچون بهار برد و رخسار تو ، و همچون ورق گل . يعنى : عشق ظاهر كرده است بر دو رخسار تو خطهاى سرخ و زرد از خون چشم و زردى چهره مانند بهار و عنم ، يعنى همچون ورق گل تازهء زرد كه در وى سرخى نمايد . پس اى نفس من بعد از آنكه تمسّكى بخطهاى سرخ و زرد اشك و گونهء رخسار ظاهر شد ، و دو گواه عدل چون اشك چشم و بيمارى تراست ، انكار تو بىمعنى است و لايق نيست . [ بيت 8 ] 8 نعم سرى طيف من أهوى فأرّقني * و الحبّ يعترض اللذّات بالألم آرى سرايت كرد شوق و نياز و خيال آن كس كه عاشق ساخت پس بىخواب گردانيد مرا ، و حال آنكه دوستى دور ميگرداند لذتها را بسبب درد . يعنى : بلى شوق و نياز بلقاى دوستى كه مرا شيفته گردانيده است مرا در خواب نمىگذارد و بىقرار كرده است . آرى دوستى و عشق ، عاشق را از تمام لذّات سير و بىنياز و دور ميگرداند بواسطهء درد و الم محبت كه آن كس را بىپروا كرده است . [ بيت 9 ] 9 يا لائمي فى الهوى العذريّ معذرة * منّى اليك و لو أنصفت لم تلم